در حال بارگذاری ...
...

یادداشت محمود رضا رحیمی مدرس و کارگردان تئاتر:

در نقد فرمالیستی نمایش "جگر هندی"

یادداشت محمود رضا رحیمی مدرس و کارگردان تئاتر:

در نقد فرمالیستی نمایش "جگر هندی"

نمایش "جگر هندی" که به نویسندگی و کارگردانی رحمت امینی در روزهای تعطیل عید نوروز در سالن سنگلج به صحنه رفته است، نمونه‌ای از تئاتر تعلیمی محسوب می‌شود که با الهام از یکی از حکایت‌های سعدی و تطبیق آن با فرهنگ ایرانی، کوشیده تا در عین حفظ جنبه‌های سرگرم‌کننده، مخاطب را به تفکر و نقد اجتماعی وادارد. در این نقد فرمالیستی، به چگونگی موفقیت و کاستی‌های نمایش از منظر ساختار، اجرا و تکنیک‌های به‌کاررفته می‌پردازیم.

محمودرضا رحیمی:

ساختار و روایت

نمایش "جگر هندی" از یک روایت منسجم بهره می‌برد که ضمن حفظ چارچوب قصه‌گویی کلاسیک، از تکنیک‌های مدرن نمایشی برای برقراری ارتباط موثرتر با تماشاگر استفاده می‌کند. در اینجا، تکنیک‌های فاصله‌گذاری برشتی به‌خوبی به کار گرفته شده است تا مخاطب به جای همذات‌پنداری مطلق، بتواند از خلال داستان، تفکر انتقادی خود را نیز فعال کند. استفاده از عناصر اپیک، شکستن دیوار چهارم، و گاه گسستن خط روایی، توانسته است ریتم نمایش را از یکنواختی خارج کند و جنبه‌های آموزشی را تقویت کند.

فرم بصری و میزانسن

یکی از نقاط قوت این اجرا، چیدمان صحنه و میزانسن‌های حساب‌شده است که ساده اما پرمفهوم طراحی شده‌اند. سالن سنگلج با فضای آفی نئاتری خود، بستر مناسبی برای این داستان فراهم کرده است، چراکه خود این فضا، حس نوستالژی و تعلق فرهنگی را در مخاطب برمی‌انگیزد. نورپردازی و طراحی صحنه نیز در خدمت ایجاد تناقض‌های بصری است که یکی از اصول فاصله‌گذاری محسوب می‌شود؛ به‌ویژه هنگامی که در صحنه‌هایی، تضاد میان موقعیت کمیک و پیام تلخ اجتماعی به‌شکلی هوشمندانه برجسته می‌شود.

بازیگری و اجرا

بازیگران، با تسلط بر تکنیک‌های بیان، بدن و اغراق برشتی، توانسته‌اند فضایی خلق کنند که هم تماشاگر را درگیر داستان کند و هم مانع از غرق شدن احساسی بیش از حد شود. با این حال، در برخی لحظات، اجرای دیالوگ‌ها کمی بیش از حد تصنعی به نظر می‌رسد، که شاید ناشی از تلاش برای تحمیل فاصله‌گذاری باشد. در چنین جاهایی، نمایش دچار نوعی افت انرژی در انتقال مفاهیم می‌شود و تماشاگر را تا حدی از ریتم روایی دور می‌کند.

چالش‌ها و کاستی‌ها

یکی از چالش‌های این نمایش، حفظ تعادل میان فرم و محتوا بوده است. هرچند اجرای تکنیک‌های تئاتر تعلیمی به خوبی در آن مشاهده می‌شود، اما گاه ریتم کند برخی صحنه‌ها می‌تواند تمرکز مخاطب را کاهش دهد. همچنین، برخی لحظات شعارزدگی در پیام‌های اجتماعی ممکن است اثرگذاری نمایش را کاهش دهد، چرا که به جای آنکه تماشاگر خود به نتیجه‌گیری برسد، گاهی پیام‌ها به‌صورت مستقیم و بدون لایه‌های زیرمتنی ارائه می‌شوند.

جمع‌بندی

با وجود برخی کاستی‌ها، "جگر هندی" را می‌توان یک نمایش دانشگاهی، علمی و جذاب دانست که توانسته با بهره‌گیری از تکنیک‌های فاصله‌گذاری، طنز تلخ و تئاتر تعلیمی، تجربه‌ای ارزشمند را برای تماشاگر رقم بزند. اجرا در سالن سنگلج، به دلیل فضای خاطره‌انگیز آن، بر جذابیت اثر افزوده و فرصتی فراهم آورده است تا علاقه‌مندان تئاتر، در دل تعطیلات نوروز، دور از شلوغی تهران، نمایشی معنادار و لذت‌بخش را تجربه کنند. این نمایش، نمونه‌ای موفق از بازآفرینی متون کلاسیک در بستر مدرن است که می‌تواند الگویی برای سایر تولیدات تئاتری باشد.
از تهیه کنندگان اجرا ، بازیگران و همه گروه و همچنین از عزیزان تئاتر سنگلج ممنونم که با ارائه مهر و محبت امکان ایجاد یک خاطره خوب تئاتری را چند برابر می‌کنند.